من چاه نفتم

1- یک غزل قدیمی، یادگار روزهای خیس دانشگاه:

 

باران زده ست آن طرف شیشه، باران که بوی تازگی و نم داشت

باران که خشمگین و پریشان بود، باران که چشم های مرا کم داشت!

از ناودان پیر صدا ماند و، از زندگیم خاطره ها ماند و

نوستالـژی های مرگ خدا! ماند و، «زرتشت» ماند و «نیچه» که ماتم داشت!

یک مرد با نهایت غمگینی، یک دست تا نهایت ِ ... در بینی

یک شعر با قافیه ی «دینی»، شاعر که جام کوچکی از سم داشت!

دنیای پیرِ خسته ی سرگردان، دنیای - پشت پنجره ها - باران

یک داستان که حذف شدیم از آن: حوا خیال کشتن آدم داشت!

شب بود و روز های بدی در راه، شب بود و قرص مضحک و ریز ماه!

هی بغض کرد توی خودش ناگاه، ابری که شور و حال محرم داشت!!

از خواب ها پرید و کنارم بود: تنهایی ام که مونس و یارم بود

این چشم ها که دار و ندارم بود، انگار رودخانه ای از غم داشت!

از ابتدای قصه ی مان شب بود، تا انتهای قصه ی مان شب بود

این شعر قرص خواب غم انگیزی ست، شاید که قصد جان مرا هم داشت!

 

2- ترانه ای برای خودم:

من چاه نفتم، خواب ِ کبریت جهانم!

من چاه نفتم، توی مغزم نفت خامه!

دور سرم می چرخه هر شب یک مگس که

مسئول استخراج این سرگیجه هامه!

 

داره دوباره توو رگم پمپاژ می شه

محلولی از شوری و تلخی و سیاهی!

داره دوباره توی اشکش غرق می شه

تنهاترین موجود دنیا - بچه ماهی! -

 

سیفون این شهرِ کثیفو می کشم تا

بوی لجن از جوب آبش دور تر شه!

هی اشک می ریزم که چاه آب دنیا

از گریه های هر شب ِ من شور تر شه!

 

دنیای من آتشفشان ساکته که

آماده ی یک انفجار شوم می شه!

دنیای من یک بغض طولانیِ سرده

که زیر گرمای پتو آروم می شه!

 

من چاه نفتم، پمپ بنزینم، تفنگم!

کبریتم و یک ماشه ی نیمه کشیده!

یک ماهی مرده که روی آب رفته

یک مرد که بدجور از این دنیا بریده!

۱۳٩٢/۱۱/۱۱  نویسنده آرش سیفی  |  نظرات()

 

با خودت فکر می کنی

1- شعری تازه و شتاب زده برای دو شاعر در بند، مهدی و فاطمه ی دوست داشتنی. 

 

با خودت فکر می کنی یک روز...، درد در مغز استخوانت بود

دوست داری بلند گریه کنی، لوله ی کُلت در دهانت بود!

دوست داری بلند گریه کنی، از سیاهی به شعر می چسبی

باز ترکیب بغض و سرگیجه، توی رگ های واژگانت بود!

شهر خوابید و تو نخوابیدی، ماه در حال جفتگیری بود!

شعر خواندی که روز برگردد، مشکلت سرخی زبانت بود!

هیچ کس ناله ی تو را نشنید، هیچ کس شک نکرد دلتنگی

روبه رو زخم های تکراری، پشت سر تیغِ دوستانت بود!

می نشینی کنار تنهاییت، با خودت چای داغ می نوشی!

عشق اسطوره ای عرق کرده، توی آغوش نیمه جانت بود!

 

باز هم فکر می کنی شاید...، باز هم فکر می کنی ای کاش...

آخرین دلخوشیت این بوده: مرگ پایان داستانت بود! 

 

2- یک رباعی:

بابا جلوی تلویزیونش مُرده!

مامان از چین صورتش بو برده!

در پشت حصار خانه ی ما انگار

یک گربه ی پیر بچه اش را خورده!

 

3- شعری قدیمی:

جلو بزن همه ی صحنه های مبهم را

که فیلم هست و کسی نیست تا نگاه کند!

نشسته در بغلت جای خالی مردی

که خواست حال تو را باز رو به راه کند!

جلو بزن! نفر اولِ خودت باش! و...

اگر چه داورمان باز اشتباه کند!

 

بزن جلو به خودت! یک تصادفی باش و

بکش کنار تر از عادت کنار زدن!

تمام راه تو را سمتِ «هیچ» می خواند!

بگاز با عرق کشمش و هوار زدن!

دوباره پشت همان خنده هات قایم شو!

دوباره پشت همان مخفیانه زار زدن...

 

که زندگی همه اش بغض های تکراری ست

تصادفی ست میان سکانس هایی شاد!

و توی تلویزیون قصه ی جدیدی نیست

کسی دوباره از این اتفاق می افتاد!

جلو بزن همه ی صحنه های مبهم را

که رفته است تمام امید ها بر باد!

 

۱۳٩٢/۱٠/۱٦  نویسنده آرش سیفی  |  نظرات()

 

پوتین

1- چهارشنبه راهی می شوم. زیبایی اش به همین است: بدون هیچ شک و تردیدی، بدون ذره ای دو دلی؛ و این شاید تنها قطعیت زندگی من باشد. 

2- در عدم، در بی حضوری، در نیستی، در غیبت، در بی خبری، در تاریکی، در سکوت  شعر می گویم. «تو» می آیی و توی صورتم زل می زنی و از مسعود سعد سلیمان و فرخی یزدی و خاقانی شروانی و ملک الشعرای بهار برایم می گویی و قول می دهی که هنوز هم یک مداد نیمه تراشیده و تکه ای کاغذ برای شعر گفتن کافی است. من می گویم «مگر آن زمان با مداد می نوشتند؟». سکوت می کنی. 

3- در 2 ماه اول دسترسی ام به اینترنت خیلی کم است. اما می آیم و می خوانم و بغض می کنم و می روم. این جا خانه ی من است، و به این راحتی آن را نمی فروشم!

4- پذیرفتن شرط رنج نکشیدن است. تو این را خوب می فهمی. حالا دیگر خبری از آرش خستگی ناپذیر و یاغی نیست. ترانه ای که پرچم سفید در دستش گرفته است: 

 

لای تمام واژه ها یک خواب آشفته س

با خُر خُری که توی فکرم شعر می کوبه!

مثل درختی توی یک رویای شومم که

مغزش پر از سوراخ های آفت چوبه!

 

مثل دو تا سربازم از یک جنگ طولانی

که دست و پاهاشونو توی خاک می کارن!

گم می کنم حتی پلاک خونمو این جا

وقتی همه از قهرمون قصه بیزارن!

 

تا می کنم هر شب خودم رو توی یک رویا

تا جا بشه غم هام در این خواب خرگوشی

تا پا بشم یک صبحه دیگه از جهانی که

داری لباس افسران جنگ می پوشی!

 

توی سرم یک تخته سنگه وحشیه اما

پوتین من از ریگ توی کفش بیزاره!

زیر فشار پای این سربازِ باغیرت

ته مونده های آخرین نخ های سیگاره!

 

باید خودم رو گم کنم در لای این ابیات

تا که نفهمم آخر این قصه آشوبه

مثل درختی توی یک رویای شومم که

مغزش پر از سوراخ های آفت چوبه!

۱۳٩٢/٧/٢٩  نویسنده آرش سیفی  |  نظرات()

 

 

 

 

من چاه نفتم
با خودت فکر می کنی
پوتین
یک زن و جیب های خالی من
پریز برق، دو شاخ همیشه آماده
کنسرو های باد کرده
هواکش
شلم شوربا
از طنابی دراز آویزان
یک شعر قدیمی و یک شعر جدید

 

بهمن ٩٢
دی ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
خرداد ٩٢
اسفند ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
امرداد ٩۱
بهمن ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
اسفند ۸٩

 

 

ابوذر پاکروان
آخرین فدا
آرش بنده بهمن
آرمین
اکرم توکلی جویباری
الهام حیدری
الهام قریشی
الهام میزبان
الهه بدل زاده
الهه ملک محمدی
آمنه نقدی پور
امید اقدمی
امیر سنجوری
آناهیتا
ایستگاه پاره روایت
بابک سلیم ساسانی
بصیر
بهاره محمدی پور
بهمن کوچیک
پدرام اسدی
پر باران
پرشکوه
پریا تفنگ ساز
پویا صداقت
جواد فیض ده (آریو)
جواد نوروزی
حاتمه سیدزاده
حامد آذری پور
حامد عباسیان
حجت حصاری
حجت عسکری
حدیث دهقان
حسان .ط
حسن اربابی
حسن معصومی
حسین (حامد) نصیری
حشمت
حمزه زارعی
حمیدرضا
حمیدرضا مرتضی پور
حنیف خورشیدی
حنیف خورشیدی
خوشه ی پروین
دختران جهنمی
رامین خسروی
رسول پیره
رها
رها صافی
رومینا عابدی
رویا
ری را جویباری
ریحانه ابراهیم زادگان
زلما خان بهادر
زهرا رجائی
زهرا معتمدی
ژاله سیفی
سپهر عمو زاده
ستاره توسلی
سحر بختیاری
سحر گرایی نژاد
سروش معروضی
سعید
سمیرا جنابیان
سمیه اسفندیاری
سهیل شفیعی
سید احمد مغربی
سید محمد رباط جزی
سید مهدی موسوی
سیدمحسن موسوی
شبنم سمیعی
شبنم غفاري
شبنم فرضی زاده
شعر و شگفتی ها
شمیم زمانی
شهرام میرزایی
صدیقه حسینی
صنم میرزا زاده نافع
طاهره جعفر زاده
عاطفه
عاطفه وفا خواه
عاطفه یاسمن
عباس سلیمی (رها)
عباس گندمی
عباس معبودی
عدنان نوروزی سیبنی
عطر گیلاس (رمان و داستان)
علی اکبر یاغی تبار
علی بهمنی
علی کریمی کلایه
علیرضا عاشوری
غزل قهوه خانه
فاطمه اختصاری
فاطمه حسنی
فاطمه قاعدی
فدا
فرزاد ارشادی
فرزاد محمدی
فرزانه قیاسی نوعی
فرشته رسولی
کسرا
گل نیلوفر آبی
لیلا انهاری
لیلا حیدری
لیلا لطفی ماوی
م. مهدی پور
مارال عباسی
مجتبی رافعی
محسن
محسن بیدوازی
محسن رضایی
محسن عاصی
محمد ارثی زاد
محمد حسینی مقدم
محمد شعباني
محمد مهدی پور
محمد نوروزی
محمدکاظم محمدی
محمود ذبیحی
مرسده
مریم انصاری فر
مریم پروند
مریم حقیقت
مریم سواد کوهیان
مژگان میرافضل بروجنی
مسعود آرمان مهر
مسعود عباسی
مسعود عطایی
معین امیری
منیره حسینی
مهدی اسماعیلی
مهدی داوودی
مهدی شریفی
مهدیه شفیعی (مهتاب)
مهر
مهران
مهرناز عطائی
مهسا زهیری
مهسا هاشمي
مهناز
مونا رحمتی
میترا
میترا امیری
ناتانائیل
نازنین آزاد
نرجس قادری
نسرین مرادیان
نسیم جعفری
نگین افشاری
نگین باهر
نگین مقیمی
نوشین
نوشین داوودی
نیره کاشی
هدا
هرمز سعدالهی
وبلاگ یک دختر مرده

 

RSS 2.0