تولد 22 سالگی و زخم هایی که در من نطفه بستند

1- تولد 22 سالگی ام شاید بهانه ی خوبی بود تا بعد از مدت ها، سری به این خانه بزنم و دستی به سو و رویش بکشم. من یقین دارم که اگر در «بیست و سوم بهمن سال 1368» به دنیای لعنتی نیامده بودم این وبلاگ هم در چنین روزی بروز نمی شد! و از این بیشتر، شاید در چنین ماهی نه خبری از پست تازه بود، نه خبری از آرش سیفی ای که پشت این لپ تاپ بنشیند و مدام به کنج دیوارها خیره شود؛ جایی که دو دیوار به هم می رسند. یکهو چشم باز می کنم و می بینم دارند برایم کف می زنند و احتمالاً نیش های شان تا بناگوش باز است. کسی آن هم وسط شمع ها را از روی کیک بر می دارد...

2- برایم مثل روز روشن است که گاهی حال هیچ چیز و هیچ کس را ندارم. اگر هنوز هم شک دارید نگاهی به تاریخ پست قبل بیاندازید. انگیزه ی بروز کردن را نداشتم. بعد از امتحانات فاینال دانشگاه قرار بود اتفاقات خوبی بیافتد. اما روز ها بدون هیچ اتفاقی در بهت و نگرانی سپری شد. حالا به ترمی که تازه از راه رسیده فکر می کنم و به این مرگ تدریجی. به این که باید ساعت ها را با چیز هایی سپری کنم که نه از جنس ادبیاتند و نه از جنس هیچ یک از علائقم. 

3- «عروس مرده ی من» در آستانه ی یک ساله شدن است. برای تولد وبلاگ، بیشتر از تولد خودم خوشحالم!

4- در روز های غیبت کبری کمتر شعر گفتم و بیشتر شعر خواندم. دوست داشتم شعری که به مناسبت تولدم سرودم را برای تان بگذارم اما پاره ای از تغییرات احتمالی پایه های تصمیمم را لرزاند. این شعری که الان می خوانید شعر دیگری ست که دوستش دارم.

 

 

کتاب، شاخه ی گل، نامه، پاکت سیگار

دلم گرفته از این دور باطل تکرار

تمام عمر ورق خورده ام بخاطر چی؟

«فقط بخواب عزیزم، فقط بهونه نیار»

و درد می کشم و می کشم خیالت را

شبیه قلب خودم- خون گرفته - بر دیوار

 

تمام خانه تو را هی بهانه می گیرد

نمانده جز هوست روی تخت من چیزی

تو در کنار منی، نیستی ولی هستی!

تو توی پاکت نامه، تو روی این میزی

و جای سرخی لب هات مانده بر فنجان

تو در کنار منی، چای تازه می ریزی

 

دلم گرفته تو را در خیال ها امشب

که گریه ات بکنم قطره قطره جان بدهم

که تخت لعنتی ام را بغل کنم هر شب

که اوج بی کسی ام را به تو نشان بدهم

و توی دست تو یک بمب ساعتی باشم

برای مرگ، به این زندگی زمان بدهم

 

چقدر بعد تو من جوش خوردم و مردم

چقدر از سر این زندگیم سر رفتی

چقدر سرد شدم، ماندم و کسی حتی...

چقدر از همه ی بی کسیم در رفتی

فقط به نامه ی تو روی میز خیره شدم

چقدر درد کشیدم که بی خبر رفتی

 

دوباره توی سرم تیر می کشد یادت

دوباره می کشم این درد ناگزیرت را

تمام روز کنار منی ولی در خواب!

و لمس می کنم هر شب لباس زیرت را!

بزرگ تر شده ای در نگاه من هر چند

غمت بزرگ نکرد شاعر حقیرت را

 

نوشته ای که «خدا حافظ» و نمی دانی

که انتظار کشیدن چقدر سنگین است

چه آسمان کثیفی، چه قرعه ی شومی

تقاص بار امانت نخواستن این است؟×

دلم گرفته از این عشق های قلابی

که مثل بادکنک های ساخت چین است!

 

 

 

× آسمان بار امانت نتوانست کشید / قرعه ی کار به نام من دیوانه زدند (حافظ شیرازی)

۱۳٩٠/۱۱/٢۳  نویسنده آرش سیفی  |  نظرات()

 

عشق شاید به دادمان برسد

1) قرار شد این جمعه بروز کنم. این غزل یادگار روزهای خوب گذشته است. جزء معدود عاشقانه هایی ست که دوستش دارم. شاید برای تنوع خوب باشد.

 

می کشم تیر توی آغوشت تا که مرزت به بی کران  برسد

می شوم آرش کمانگیرت تا به گوش جهانیان برسد

توی این روز های سردرگم، قبله گاه همیشه ام هستی

آن قدر سجده می کنم تا که عشق شاید به دادمان برسد

درد را می کشم در آغوشم، بغلت می کنم ولی در خواب

کاش تعبیر می شدی یک شب، کاش یک روز آن زمان برسد

قصه ام قصه ی جنون بود و قصه ی جانفشانی آرش

عشق دیوانه می کند هر جا رد پایش به داستان برسد

آن قدر تیشه می زنم به خودم آن قدر کوه می شوم از درد

آن قدر از تو شعر می گویم تا که روحم به آسمان برسد

باورم کن که واقعی هستم، داستانم حقیقت محض است

کاش جوجه کلاغ غمگینم ته قصه به آشیان برسد

 

2) علی کریمی کلایه که فکر می کنم یکی از بی حاشیه ترین و بی رسانه ترین شاعر های غزل پست مدرن است کتاب جدیدش «خانه ای در وسط اتوبان» را منتشر کرد. این کتاب را می توانید از اینجا دانلود کنید.

۱۳٩٠/٧/۸  نویسنده آرش سیفی  |  نظرات()

 

مثل یک شمع نصفه می سوزم

1) 

مثل یک شمع نصفه می سوزم

زندگی را که دود خواهم کرد

تو به قله رسیده ای اما

من به دره صعود خواهم کرد!

 

از جنونت به شعر می چسبم

در خودم ذره ذره می میرم

بی تو اثبات می کنم خود را

حکم ها را به فرض می گیرم!

 

درد را می کشم در آغوشم

مثل سیگار های در جیبم

می خورم زخم بغض هایم را

از تو و مارهای در جیبم

 

تیر یادت به مغز من خورد و

در سرم خاطرت قدم می زد

یاد تو مثل تلخی دارو

باز حال مرا به هم می زد

 

قرص هایم یکی یکی من را

خودکشی می کنند و می میرم

روی یک تخت خواب خواب آلود

بی تو در انتظار آژیرم

 

2) ببخشید اگر دیر شد. پاییز، فصل دوست داشتنی ام، دارد از راه می رسد و آغاز ترم جدید دانشگاه و کارهای عقب افتاده ای که باید زودتر انجامشان می دادم، کمی درگیرم کرد. مرسی بابت نقد ها و نظر های ارزشمندتان. 

3) بعضی از دوستان گله می کنند که چرا به وبلاگ های شان سر نمی زنم و نظر نمی گذارم. به دلیل زمان محدود و شمار بالای وبلاگ ها، من فقط به دوستانی که بروز رسانی جدیدشان را اطلاع رسانی می کنند سر می زنم.

4) بروز رسانی بعدی جمعه ی هفته ی آینده خواهد بود. پس منتظرتان هستم. 

۱۳٩٠/٦/۳٠  نویسنده آرش سیفی  |  نظرات()

 

تصویر های درهمی هستم که دیگر نیست

1) اگر به بعضی از دوستان بروز رسانی قبلی اطلاع رسانی نشد شرمنده ام. لطفا نگاهی به پست قبلی بیاندازید.

2) کمتر پیش می آمد مثنوی بگویم. این شعر را به عنوان یک تجریه جدید دوست دارم.

 

از پنجره، از در، از این دیوار دلگیرم

از زندگی و این همه تکرار دلگیرم

یک جور یاس فلسفی دارم درون خود

که کاشکی می شد بگویم...کاشکی می شد...

که کاشکی می شد کمی مثل شما باشم

و کاشکی می شد برایت آشنا باشم

پوچم ولی پر می شوم از بی تصور ها

نرمم ولی زندانی ام در بین آجر ها

تصویر یک درد عمیقم توی دستانت

دندان مصنوعی مردی توی لیوانت

یک قاتل دیوانه ی بی رحم در خوابت

یک تیغ خون آلود ِ نصفه توی بشقابت!

یک خانه ی بی پنجره که دور افتاده

یک ماهی زنده که توی تور افتاده

تکثیر ویروس عجیبی در هوا هستم

کشف جدید پر هیاهوی شما هستم

این زخم ها از عمقِ عمقِ عمقِ جانم بود

از درد های توی مغز استخوانم بود

از درد های خسته ای که خسته ام کردند

از بستگی هایی که هی وا/ بسته ام کردند

با پوچی ام هر روز می سازم و می سوزم

لب های خود را با نخ و سوزن که می دوزم↓

دیگر برایم هیچ چیزی زجر آور نیست

تصویر های درهمی هستم که دیگر نیست!!

 

 

۱۳٩٠/٥/٢۸  نویسنده آرش سیفی  |  نظرات()

 

فلش بک

1) سرماخورده ام. گلو درد، سردرد، سرفه های لعنتی... پشت پنجره می نشینم و به خیابان نگاه می کنم. گاهی هم شعر می گویم. 

2) سعی می کنم زود به زود بروز بشوم. شاید نتوانم خبررسانی کنم. خودتان هر هفته به وبلاگ سر بزنید. 

 

تیله بازی، کلاغ پر، لی لی

مثل یک بچه شاد و خندانم

دلخوشم باز، گرچه این بازی

آخرش باخت است، می دانم

خانه ای از خمیر می سازم

دلخوشم با مداد رنگی ها

روز: سردرد لعنتی و شب:

گریه زیر پتو پلنگی ها

زیر سقف خیال می گریم

 تا کسی نشنود صدایم را

می شمارم یکی یکی هر شب

تا خود صبح بره هایم را

روز ها چشم می گذارم تا...

بس که دنبال زندگی هستم

این که یک روز می رسد...شاید...

انتظاری همیشگی هستم

 

۱۳٩٠/٥/۱٠  نویسنده آرش سیفی  |  نظرات()

 

 

 

 

تولد 22 سالگی و زخم هایی که در من نطفه بستند
عشق شاید به دادمان برسد
مثل یک شمع نصفه می سوزم
تصویر های درهمی هستم که دیگر نیست
فلش بک
کبریت بی خطر
زلزله
Qué Será Será
دنیای بی تفاوت بی انتهای بی...
غزل بهانه ی خوبی ست...!

 

بهمن ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
اسفند ۸٩

 

 

ابوذر پاکروان
آرش بنده بهمن
اکرم توکلی جویباری
الهام حیدری
الهام قریشی
الهام میزبان
الهه بدل زاده
الهه عبدیها
الهه ملک محمدی
آمنه نقدی پور
امیر سنجوری
آناهیتا
ایستگاه پاره روایت
بابک سلیم ساسانی
بصیر
بغض
بهاره محمدی پور
بهمن کوچیک
پدرام اسدی
پر باران
پرشکوه
پریا تفنگ ساز
پویا صداقت
جواد نوروزی
حاتمه سیدزاده
حامد آذری پور
حامد عباسیان
حجت حصاری
حجت عسکری
حدیث دهقان
حسن اربابی
حسن معصومی
حسین (حامد) نصیری
حشمت
حمیدرضا
حمیدرضا مرتضی پور
حنیف خورشیدی
خوشه ی پروین
دختران جهنمی
رامین خسروی
رسول پیره
رها
رها صافی
رومینا عابدی
رویا
زلما خان بهادر
زهرا رجائی
زهرا شجاع
زهرا معتمدی
ژاله سیفی
ستاره توسلی
سحر بختیاری
سحر گرایی نژاد
سروش معروضی
سعید
سعید
سمیه اسفندیاری
سهیل شفیعی
سید مهدی موسوی
سیدمحسن موسوی
شبنم سمیعی
شبنم غفاري
شعر و شگفتی ها
شمیم زمانی
شهرام میرزایی
صدیقه حسینی
صنم میرزا زاده نافع
طاهره جعفر زاده
عاطفه
عاطفه وفا خواه
عاطفه یاسمن
عباس گندمی
عباس معبودی
علی اکبر یاغی تبار
علی بهمنی
علی کریمی کلایه
علیرضا عاشوری
غزل قهوه خانه
فاطمه اختصاری
فاطمه قاعدی
فدا
فرزاد محمدی
فرزانه قیاسی نوعی
فرشته رسولی
کسرا
گل نیلوفر آبی
لیلا انهاری
لیلا حیدری
لیلا لطفی ماوی
م. مهدی پور
مجتبی رافعی
محسن
محسن رضایی
محسن عاصی
محمد ارثی زاد
محمد حسینی مقدم
محمد شعباني
محمد مهدی پور
محمد نوروزی
محمدکاظم محمدی
محمود ذبیحی
مرسده
مریم انصاری فر
مریم پروند
مریم حقیقت
مریم سواد کوهیان
مسعود آرمان مهر
مسعود عباسی
مسعود عطایی
معین امیری
منیره حسینی
مهدی اسماعیلی
مهدی شریفی
مهر
مهران
مهرناز عطائی
مهسا زهیری
مهسا هاشمي
مهناز
مونا رحمتی
میترا
میترا امیری
ناتانائیل
نازنین آزاد
نسرین مرادیان
نسیم جعفری
نگین افشاری
نگین باهر
نگین مقیمی
نوشین
نوشین داوودی
نیره کاشی
هدا
هرمز سعدالهی
وبلاگ یک دختر مرده

 

RSS 2.0