طرز تهیه ی نیمرو بدون شکستن تخم مرغ

«طرز تهیه ی نیمرو بدون شکستن تخم مرغ!»

سال 1981: پیرمردی حدوداً شصت ساله مشغول گفتگو با خبرنگار ایتالیایی روزنامه ی های- تایمز است. او که در این روز ها همه ی فکرش درگیر تمام کردن کتاب «ساندویچ ژامبون با نان چاودار» است، با خونسردی به پرسش های آن خبرنگار پاسخ می دهد. در میانه ی گفتگو، پیرمرد در حالی که تهِ بطری پنجمش را در می آورد، اندکی صدایش را بالا می برد و با اعتراض می گوید: «من نه می خواهم دنیا را نجات بدهم، نه می خواهم آن را بهتر کنم. تنها چیزی که می خواهم زندگی کردن در آن است و حرف زدن درباره ی ماجراهای آن». روزنامه نگار نگاهی به میکروفن آویزان شده از ژاکت مشکی او می اندازد و با نگرانی روی صندلی اش جابجا می شود. 

«هوای بی سُرنگ» پیرامون همین دیدگاه «چارلز بوکوفسکی» شکل گرفت: زندگی کردن و حرف زدن درباره ی آن، تماشای پوچی سرخوشانه ی زندگی و حقیقت را سرودن؛ بدون تزویر، پرده پوشی و تلاش برای واژگونی آن.

حالا که تا این اندازه خوش اقبال بوده ام که موفق شوم شاعر بمانم و از گرسنگی، بی توجهی و تمسخر نمیرم، می خواهم روح گوشه گیر و ساکتم را کنار بگذارم و کمی از مشاهداتم بگویم. هنگامی که برای نخستین بار کتابم را با دست هایم لمس کردم، شگفت زده شدم؛ که چگونه توانستم بر نومیدی ای که سالیان سال برای کشتن انگیزه ام دست و پا می زد پیروز گردم؟ که چطور توانستم بدون پشتیبانی جریان غالب فرهنگی و اجتماعی که می خواست از من کارمندی سر به راه بسازد، دست به این کار بزنم؟ آری، جز با «ادبیات» ممکن نبود.

«ماریو بارگاس یوسا» در یادداشتی این گونه می نویسد: «باید به جوامع خود یادآوری کنیم چه انتظاری داریم. باید به آن ها بگوییم که ادبیات آتش است؛ ادبیات یعنی سازش ناپذیری و شورش. آن کس که راضی باشد نمی تواند بنویسد، هر کس که سازش کند نمی تواند مرتکب بلند پروازی ابداع کلامی شود».

در هنگام سرودن خیلی از شعرها دغدغه های روزمره مرا نابود می کرد. مجبور بودم (و هستم!) مانند بسیاری از شاعران سرزمینم، دست به هزاران کار نامرتبط با علاقه ام بزنم تا بتوانم روزگار بگذرانم. همه ی سازوکار موجود بسیج شده بود تا دلسردی را به روحم تزریق کند. چیزی که نجاتم می داد همان آموزه ی «یوسا» بود: سازش ناپذیری. نباید می گذاشتم مشکلات از من موجودی حقیر و تسلیم شده بسازد که به دغدغه هایش خیانت می کند. این طور شد که این کتاب به دنیا آمد!

«هوای بی سُرنگ» چیزی بیش از مجموعه شعرهای این شاعر جوان است؛ چنانکه به اعتقاد من، هوای گرفته ای است که هم نسل های من در آن نفس می کشند؛ نسلی که هم اکسیژن موردنیاز را دارد تا زنده بماند، و هم سُرنگِ هوا را دارد تا راحت بشود. اما شاید به قول بوکوفسکی: «زندگی با کسی که دوست نداری ولی مجبوری با او باشی بدتر از مرگ است؛ هشت ساعت کار در جائی که از آن نفرت داری، بدتر از مرگ است.» آری، «هوای بی سُرنگ» دعوت به زندگی و اعتراضی گزنده به مرگی ست که با آن زندگی می کنیم، بی آن که از آن بترسیم یا به آن آگاه باشیم.   

شعرهای این کتاب دستاورد عرق ریزان عاطفی و تجربه های تازه‏ ام در قالب های کلاسیک است. شایسته است از راهنمایی ها و امیدبخشی های مستقیم و غیرمستقیم بزرگوارانی چون سید مهدی موسوی، فاطمه اختصاری، علی کریمی کلایه، محمد حسینی مقدم و دیگر دوستان و اساتید خوبم سپاسگزاری کنم. امیدوارم با نقد ها و حمایت های شما مخاطبان گرامی، راه خیزش و پیشرفت برای من و دیگر شاعران مستقل هموار گردد و برای همه‏ی هنرمندان و شیفتگان ادبیات، فرصت های رشد و رویش بیشتری را شاهد باشیم.

آرش سیفی

اردیبهشت 94

۱۳٩٤/٢/۱٢  نویسنده آرش سیفی  |  نظر بگذارید(نظرات نمایش داده نمی شوند!)

 

 

 

 

به هزاران دلیل غمگینم
به خاطر یک مشت سوء تفاهم! (پاسخ به یک ابهام مهم راجع به غزل پست مدرن)
غزل تازه ای از آرش سیفی در وبسایت آوانگاردها
بررسی عناصر روایی در مجموعه شعر هوای بی سرنگ آرش سیفی
ترانه ای از آرش سیفی در مجله الکترونیکی عقربه
شعری از آرش سیفی در عصر جدید
شعری از آرش سیفی
طرز تهیه ی نیمرو بدون شکستن تخم مرغ
معرفی «هوای بی سرنگ» در شعرانه
معرفی کتاب «هوای بی سرنگ» در آوانگاردها

 

تیر ٩٦
شهریور ٩٤
امرداد ٩٤
تیر ٩٤
خرداد ٩٤
اردیبهشت ٩٤
فروردین ٩٤
اسفند ٩۳
بهمن ٩۳
دی ٩۳
بهمن ٩٢
دی ٩٢
مهر ٩٢
شهریور ٩٢
امرداد ٩٢
خرداد ٩٢
اسفند ٩۱
آبان ٩۱
مهر ٩۱
امرداد ٩۱
بهمن ٩٠
مهر ٩٠
شهریور ٩٠
امرداد ٩٠
اردیبهشت ٩٠
اسفند ۸٩

 

 

ابوذر پاکروان
آخرین فدا
آرمین
اکرم توکلی جویباری
الهام حیدری
الهام قریشی
الهام میزبان
الهه بدل زاده
الهه ملک محمدی
آمنه نقدی پور
امید اقدمی
امیر سنجوری
آناهیتا
ایستگاه پاره روایت
بابک سلیم ساسانی
بصیر
بهاره محمدی پور
بهمن کوچیک
پدرام اسدی
پر باران
پرشکوه
پریا تفنگ ساز
پویا صداقت
جواد فیض ده (آریو)
جواد نوروزی
حاتمه سیدزاده
حامد آذری پور
حامد عباسیان
حجت حصاری
حجت عسکری
حدیث دهقان
حسان .ط
حسن اربابی
حسن معصومی
حسین (حامد) نصیری
حشمت
حمزه زارعی
حمیدرضا
حمیدرضا مرتضی پور
حنیف خورشیدی
حنیف خورشیدی
خوشه ی پروین
دختران جهنمی
رامین خسروی
رسول پیره
رها
رها صافی
رومینا عابدی
رویا
ری را جویباری
ریحانه ابراهیم زادگان
زلما خان بهادر
زهرا رجائی
زهرا معتمدی
ژاله سیفی
سپهر عمو زاده
ستاره توسلی
سحر بختیاری
سحر گرایی نژاد
سروش معروضی
سعید
سمیرا جنابیان
سمیه اسفندیاری
سهیل شفیعی
سید احمد مغربی
سید محمد رباط جزی
سید مهدی موسوی
سیدمحسن موسوی
شبنم سمیعی
شبنم غفاري
شبنم فرضی زاده
شعر و شگفتی ها
شمیم زمانی
شهرام میرزایی
صدیقه حسینی
صنم میرزا زاده نافع
طاهره جعفر زاده
عاطفه
عاطفه وفا خواه
عاطفه یاسمن
عباس سلیمی (رها)
عباس گندمی
عباس معبودی
عدنان نوروزی سیبنی
عطر گیلاس (رمان و داستان)
علی اکبر یاغی تبار
علی کریمی کلایه
علیرضا عاشوری
غزل قهوه خانه
فاطمه اختصاری
فاطمه حسنی
فاطمه قاعدی
فدا
فرزاد ارشادی
فرزاد محمدی
فرزانه قیاسی نوعی
فرشته رسولی
کسرا
گل نیلوفر آبی
لیلا انهاری
لیلا حیدری
لیلا لطفی ماوی
م. مهدی پور
مارال عباسی
مجتبی رافعی
محسن
محسن بیدوازی
محسن رضایی
محسن عاصی
محمد ارثی زاد
محمد حسینی مقدم
محمد شعباني
محمد مهدی پور
محمد نوروزی
محمدکاظم محمدی
محمود ذبیحی
مرسده
مریم انصاری فر
مریم پروند
مریم حقیقت
مریم سواد کوهیان
مژگان میرافضل بروجنی
مسعود آرمان مهر
مسعود عباسی
مسعود عطایی
معین امیری
منیره حسینی
مهدی اسماعیلی
مهدی داوودی
مهدی شریفی
مهدیه شفیعی (مهتاب)
مهر
مهران
مهرناز عطائی
مهسا زهیری
مهسا هاشمي
مهناز
مونا رحمتی
میترا
میترا امیری
ناتانائیل
نازنین آزاد
نرجس قادری
نسرین مرادیان
نسیم جعفری
نگین افشاری
نگین باهر
نگین مقیمی
نوشین
نوشین داوودی
نیره کاشی
هدا
هرمز سعدالهی
وبلاگ یک دختر مرده

 

RSS 2.0