مثل غصه حوالی من باش - آرش سیفی

مثل غصه حوالیِ من باش

گریه ی دستمالیِ من باش

شانه ام باش و موی بر گردن

دلخوشی های شب سحر کردن

سعدیِ توی شعرهایم باش

بغض خوابیده در صدایم باش

مزرعه باش و بی ملخ بودن

از دلِ داغ دیده یخ بودن!

غصه های ادامه دارم باش

گریه ی قولنامه دارم باش

روی لب های خود صدایم کن

وسط زندگیت جایم کن

دور اگر می شوی به یادم باش

علت گریه ی زیادم باش

انحنای امیدواریِ من!

نوشدارو و زخم کاریِ من!

کِشت من باش و برکتِ خرمن

دست من باش و خواهش دامن

به تنِ خستگیم خانه بده

دست من چندتا بهانه بده

خارِ در چشمِ دیگرانم باش

علت خشم دیگرانم باش

چشم من را ببند و خواب بکن

پیک آخر! مرا خراب بکن

درد را از سرم عبور بده 

بوسه ام باش و راهِ دور بده!

تا که از زندگی فرار کنم

پیک آخر! بگو چکار کنم؟

مثل سردردِ در جنونم باش

شعر من باش! توی خونم باش!


#آرش_سیفی


/ 0 نظر / 116 بازدید