Qué Será Será

When I Was Just A Little Girl
I Asked My Mother What Will I Be
?Will I Be Pretty? Will I Be Rich
Here’s What She Said To Me

Qué Será Será
Whatever Will Be Will Be
The Future's Not Ours To See
Qué Será Será

When I Was Just A Child In School
I Asked My Teacher What Should I Try
?Should I Paint Pictures
?Should I Sing Songs
This Was Her Wise Reply

Qué Será Será
Whatever Will Be Will Be
The Future's Not Ours To See
Qué Será Será

When I Grew Up And Fell In Love
I Asked My Sweetheart What Lies Ahead
Will There Be Rainbows
?Day After Day
Here's What My Sweetheart Said

Qué Será Será
Whatever Will Be Will Be
The Future's Not Ours To See
Qué Será Será

 

وقتی که فقط یک دختر بچه بودم

از مادرم پرسیدم : در آینده چه می شوم؟

زیبا می شوم؟ پولدار می شوم؟

مادرم چنین گفت:

 

Qué Será Será (هر چه پیش آید خوش آید)

هر چه پیش آید خوش آید

آینده برای ما معلوم نیست

Qué Será Será (هر چه پیش آید خوش آید)

 

وقتی که تازه یک بچه مدرسه ای بودم

از معلمم پرسیدم: باید دست به چه کارهایی بزنم؟

باید نقاشی بکشم؟

باید آهنگ بسازم؟

این پاسخ حکیمانه ی او بود: 

 

Qué Será Será (هر چه پیش آید خوش آید)

هر چه پیش آید خوش آید

آینده برای ما معلوم نیست

Qué Será Será (هر چه پیش آید خوش آید)

 

وقتی که بزرگ شدم و دل باختم

از دلبرم پرسیدم: چه در پیش خواهیم داشت؟

آیا همه ی روز ها

رنگین کمانی در کار خواهد بود؟

دلبرم چنین پاسخ داد:

 

Qué Será Será (هر چه پیش آید خوش آید)

هر چه پیش آید خوش آید

آینده برای ما معلوم نیست

Qué Será Será (هر چه پیش آید خوش آید)

 

سال 89 با همه ی خوبی ها و بدی هایش آخرین نفس ها را می کشد. سالی که هم بهترین سال تمام عمرم بود و هم بدترین. اتفاقات بد آن قدر زیاد بودند که یادآوری شان از حوصله ام خارج است اما تجربه های جدید و قشنگم هم آن قدر ارزشمند بودند که چراغ امیدواری را در دلم روشن کنند. آشنایی من با غزل پست مدرن حقیقتا ً در این سال اتفاق افتاد - هر چند اشعار سید مهدی موسوی را قبل از آن هم خوانده بودم. در همین سال بود که ادبیات را جدی تر دنبال کردم و فهمیدم چقدر دوست دارم وقت آن را داشتم که فقط و فقط روی عشقم ادبیات کار کنم. ضمنا فهمیدم چقدر برای اتمام درس های دانشگاه بیتابم. در همین سال بود که احساس کردم زندگی بدون هنر، موسیقی و ادبیات خیلی خیلی مسخره است. فهمیدم گاهی دوری و دوستی بهترین راه حل برای شاد بودن است و نزدیکی به بعضی از آدم ها چقدر خطرناک. فهمیدم خیلی چیز ها را نمی شود تغییر داد؛ یکی از آن چیز ها، حماقت بعضی از آدم هاست که واقعا غیر قابل تغییر است. فهمیدم خر را نمی شود آدم کرد ولی می شود از آن برای حمل و نقل کالا استفاده کرد. از همه مهم تر فهمیدم تعداد خر ها بیشتر از آدم هاست!

به این چیزی که هستم افتخار می کنم و خوشحالم از اینکه ناراحتم. خوشحالم از اینکه ارزش زندگی را می فهمم و خودم را گول نمی زنم و خیلی خیلی خوشحال هستم از اینکه آرش سیفی هستم. آرش سیفی دیوانه با آن رفتار های مسخره و عجیبش و با آن زندگی به دردنخور و آن حرف های بی سر و ته...

شاید اگر در آستانه ی سال جدید نبوم و شور و شوق عید را نداشتم حالا حالا ها وبلاگ را بروز نمی کردم. خیلی بی انگیزه و کلافه ام. در تعطیلات 13 روزه ی نوروزی، در تهران می مانم و احتمالا درس می خوانم، فیلم می بینم و رمان های خوانده نشده را شروع می کنم.

آن قدر ذهنم خسته است که یک هفته ای می شود شعر درست و درمانی نگفته ام. اما این شعر آخرین تلاش های من قبل از این توقف شعری طولانی مدت است:  

 

 

مثل شتر مرغی که بال و پر ندارد

این شعر هم پرواز را باور ندارد 

یعنی که شاعر بی گمان فکر فرار است

هر چند که دیوار هایش در ندارد 

این شعر هم یک جور تکرار است، تکرار

نه، هیچ چیز تازه ای در بر ندارد 

یک جور مردن، رنج بردن، فحش خوردن...

شاعر شدن فاییده ای دیگر ندارد! 

یعنی تمام زندگی یک جور بازی ست

هر چند می بازی ولی داور ندارد 

داور که نه، یک راوی ترسوی احمق

که چاره ای جز قرص خواب آور ندارد 

باید بخوابد تا نفهمد داستانش

آغاز یک درد است که آخر ندارد 

تا که نفهمد قهرمان شاد قصه

جز مرگ فکر دیگری در سر ندارد!

 

راستی سال جدید را هم تبریک می گویم و امیدوارم سال خوبی....

دلم نیامد از راهنمایی های دوستان خوبم در این 1سال اخیر تشکر نکرده باشم. بابت همه ی نقد ها و نظر های تان ممنونم. کاش می شد جبران کرد...

پا/دست نوشت: 

آن چه ابتدای این پست آمده است متن و ترجمه ی ترانه ی Qué Será Será از Pink  Martiniست. از این آهنگ در فیلم مری و مکس نیز استفاده شده است. 

/ 90 نظر / 1058 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد ارثی زاد

با سلام امام جمعه ها .... ریچارد براتیگان .... من یار یار مهربانم .... و غزلی کاملن کلاسیک یک استکان غزل بروز شد .

سروش محمدی

سلام باز هم به روزم با: 1-خبر رسانی در مورد دو کتاب شعر عالی در نمایشگاه امسال 2-تولدم مبارک و 3- دو رباعی جدید از خودم دعوتید به نقد و بررسی منتظرم [گل]

مسعود عباسی

سلام وبلاگ کوچه های قلبم به روز شد... تشریف میارید برای نقد ترانه ی جدیدم؟

مسعود عباسی

سلام وبلاگ کوچه های قلبم به روز شد... تشریف میارید برای نقد ترانه ی جدیدم؟

مسعود عباسی

سلام وبلاگ کوچه های قلبم به روز شد... تشریف میارید برای نقد ترانه ی جدیدم؟

نوشین داودی

سلام آرش عزیز ... با غزلی قدیمی به روزم ... وقت کردی بیا نظرت رو بهم بگو ... خوشحال می شم [گل][گل][گل]

صنم نافع

آرش موافقم ... با بیت بیت شعرت سال 89 /200 بار تا دم مرگ رفتم ... خیلی عذاب کشیدم و تجربه هایی جدید کسب کردم به قیمت تحلیل رفتم احساس و وزن و نفس ها و اشکهام و نابراوری و یاس فلسفی که دیوانه ام می کنه . ای کاش نور معرفت بر دل من هم بتابه

مرادجان

سلام دوست عزیز و گرامی امیدوارم حالتون خوب و روزگارخوشي داشته باشي اگه با تبادل لينك موافقي مرا بانام دشتياري مهد تمدن(مرادجان) لينك كن وپيام بده تا لينكت كنم خيلي خوشحال ميشم از حضور گرمتون در وبلاگم

چاپار سافت

سلام. من هم به روز هستم با مطالب جدید از دنیای نرم افزار. لطفا سایت من رو ببینید و اگر مایل بودید پیغام بگذارید تا تبادل لینک کنیم. راستی لینک کوتاه شده ست. اگر روش کلیک کنید بعد از چند لحظه سایت من باز میشه. منتظر پاسختون هستم.