زیتون سبز - شعری از آرش سیفی

با احترام به بیژن نجدی، گیاهی در قرنطینه، و یوزپلنگانی که با من دویده اند:



زیتون سبز باش! که زالو گرفته ام!!

لطفا ً کمی نمک بزن و... [سوزش گلو]

زیتون سبز باش، کمی هم بنفش تر!

زیتون سبز را بخور و هیچ چی نگو!


تلخ است مزه ی دهن زندگی و من!


با آدمی که نیست مرا روبرو بکن

با شیـ شه شیـ شه های تنم یک بدل بساز!

لطفاً کمی نگاه بکن توی آینه

لطفاً کمی بخند به تصویر روبرو!


با نقش های مختلف من قدم بزن!


با قرص ها معامله کن خواب خوب را

مشت مرا گره بزن و انقلاب کن

لطفاً بدون تفرقه زیتون سبز را

گاهی درسته قورت بده داخل گلو!


در تخت خواب: غلت زدن های مرد و زن!


نسل مرا ادامه بده توی زخم هاش

گاهی نمک بریز! که زالو گرفته ایم

با رنگ های مختلفی خاک می شویم

حالا که مُرده ایم و کسی بیل را فرو...


فرقی نمی کند کت و شلوار یا کفن!


#آرش_سیفی


لینک کانال شعرها و نوشته هایم در تلگرام:


https://telegram.me/arashseyfisher

/ 0 نظر / 25 بازدید