پریز برق، دو شاخ همیشه آماده

1- با ادبیات زنده ام؛ و این یک زندگی عادی نیست. من این را بیشتر از هر غیر عادی دیگری دوست دارم؛ حتی غم هایش را. 

2- خودم را گول نمی زنم. توی خود فرو رفتن گاهی بهترین مبارزه است. 

------------------------------

3- 

تیغی ست که زنگ آهنش عادت بود

بغضی که شکستن تنش عادت بود!

این زندگی پیر عجب موجودی ست!

خوکی که خیانت زنش عادت بود!!

 

------------------------------

4- 

پریز برق، دوشاخ همیشه آماده

پریز برق، دو سوراخ بی خطرناکِ...!

و سیم که / بغلش لختِ لخت می خوابد

زنی که توی خودش جمع می شود تا که↓

فقط تکان بدهد کل خاطراتش را!

 

زنی مچاله شده توی تخت بی خوابش

زنی مچاله شده توی یک خداحافظ

زنی عرق کرده توی دست هایی که...  

زنی خلاصه شده در دکلته ی قرمز

که شادتر بکند رنگ های ماتش را!

 

پریز برق، دوشاخ همیشه آماده

پریز برق و دوشاخی که سمت در می رفت!

دو جفت چشم و کمی گریه و کمی ناله

و مرد که همه اش با پریز ور می رفت

که وصل تر بکند سیمِ ارتباطش را!

 

[صدای دست کسی روی یک کلید خراب

صدای آمدن شب، صدای رفتن روز

صدای قطعی یک اتصالِ یک نفره!

صدای گریه ی زن توی قطع و وصلِ فیوز!]

که باز در برود راه بی نجاتش را!

/ 17 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مینا یوسفی

با سلام وبلاگ یک راکن دیگر با پست جدیدی از عدنان نوروزی به روز است و منتظر نقد و نظرات ارزشمندتان ممنون[گل]

زهرا رجایی

جدید که نیست! خونده بودم کامنتم هم موحوده. خب من با رباعی ت اصلا ارتباط نگرفتم یعنی به نظرم اصلا خوب نبود و حتی مصرع آخر هم خوب نیست... من نمیفهمم الان قصدش مولف آشنایی زدایی بوده یا اینکه ضعف تالیف داشته یا اینکه چی. فقط بحث اینه که اگه آسنایی زدایی بوده باشه با مصرع های اول و دوم همخوانی نداره... و اگه این عدم همخوانی مد نظر باشه باید توی مصرع سوم زمینه سازی میکردی که نکردی. کلا رباعی نوشتن خیلی سخته. رباعی خوب و بدیع نوشتن. و درمورد کار دومت مصرع هایی که میان کار رو مرکب بکنند... دقت کردی چقد شبیه فاطمه اختصاری شدن؟؟ این خوبه؟ قطعا نه. و فرم کلی کار هم بهتر بود بیشتر رووش کار کنی چند بار ویرایش کنی و... من خودم فقط این بیتو دوس داشتم: و مرد که همه اش با پریز ور می رفت که وصل تر بکند سیمِ ارتباطش را! که تازه همین هم میگم با توجه به مصرع دوم خیلی خودتی نیست... و صد نفر ممکنه این روبنویسن

زهرا رجایی

ضمن اینکه من خودم با بیت ها و مصرع هایی که هی میگی صدای ِ صدای ِ موافق نیستم و به نظرم شاعری باید خیلی قوی باشه که اینا رو خوب دربیاره مثلا مهدی خیلی خوب اینا رو درمیاره ولی امثال ما باید خیلی حواسشون به این چاله ی نامرئی صدای صدای باشه... به خصوص توی این وزن. همینا درمورد کامنتی هم که واسم گذاشتی نفهمیدم یعنی چی مصعر اول مصرع اول؟

زهرا رجایی

خب مرسی؟ خب؟؟ من اون روز از سایت دانشگاه وسط سردرد واست کامنت کذاشتم اونوقت خب مرسی یعنی چی؟؟؟ درمورد نکته ی فاطمه اختصاری من منظورم شعر خاصی نبود، یعنی توی ذهنم نبود، منظورم لحن کاره هرچند با این بیت ها مثلا: فقط تکان بده محکم تر رنگ های ماتش را هم که توی یکی از شعرای اخیر فاطمه که اولش با آقای شین شروع میشه... وصل تر کردن راه بی نجات اینا همه تعبیراییه که... بی خیال. وقتی با اون لحن گفتی دقیقا با کدوم بیتای کدوم کار فاطمه؟ قطعا متوجه نشدی که منظور من نقد کارته و واسه پیشرفت زیادتر و رسیدن به فصای خودت... موفق باشی و خوب [گل]

زهرا رجایی

کدوم خشونت و غیردوستانگی؟ «خب مرسی» و اون سوال «کدوم بیتا از شعرا؟؟» بیشتر شبیه لحن غیردوستانه و موضع گیرانه س یا کامنت من؟ که حتی اگه هم کامنت من، به علت بازخورد کامنت تو بوده و گرنه دو تا کامنت اولم کاملا دوستانه بوده و نظراتم روی شعرت. من هم نگفتم نظراتم وحی منزله. گفتم من به عنوان مخاطبی که داره توو این فضاها و کلا زیاد شعر میخونه این نظراتو دارم. حتی نگفتم من شاعرم! که توی کامنت الانت اومدی واسم تبیین می کنی تو هم مثل من یه شاعری! حتی در ادامه ی دوستی و برادری م! با تو توی کامنتم نوشتم : «ولی امثال ما باید خیلی...» پس قطعا خودمو از تو بالاتر یا چیزی ندونستم که اومدی توی کامنت الانت واسه من اینو یادآوری میکنی ضمنا من تا جایی که نیاز به کل کل نباشه کل کل نمیکنم ولی اگه جایی نیاز باشه با خود حافط هم کل کل میکنم و اون «خب مرسی» اول کامنتت منو آزار داد و مطرحش کردم. ضمنا من نگفتم کلیت کار آقای شین فاطمه با این کار تو شباهتی داشت من فقط گفتم یه سری تعابیر مثل رنگ های مات. راه بی نجات. تکان دادن خاطرات. وصل تر کردن سیم ارتباط، خیلی مال فاطمه اختصاری به نظر میرسه. «از

زهرا رجایی

من نگفتم با حافظ کل کل «دارم»، گفتم اگه نیاز به کل کل باشه این کارو میکنم! خیلی فرقه بین این دوتا. ضمنا کی گفت «مرسی» فحش خواهرمادره؟ من گفتم «خب مرسی» به اضافه ی ادامه ی کامنتت اذیت کننده س. نمیدونم تو چه جوری ای. ولی عموم انسان ها از فقط فحش خواهرمادر رنج نمی برن. از چیزهای ریز هم ممکنه رنج ببرن. تو از من دعوت کردی شعرتو بخونم و نقد کنم. منم در حد سوادم نظرمو نوشتم. تو باید بیای بگی مرسی! نه خب مرسی! و اگه هم حتی با کلیت حرفام و کل کامنتم مخالف بودی اینو با لحن خوب بنویسی. مثلا بنویسی: من درنهایت احترام با نظرت موافق نیستم و به نظرم هیچ کجای کارم شبیه فاطمه نیست. ولی اینکه از من می پرسی «شبیه کدوم بیتهای کدوم شعره فاطمه اختصاری؟؟» قطعا قشنگ نیس... ما یه متن رو در کلیتش تفسیر میکنیم و روحشو برداشت می کنیم. حتی یه کامنت رو. وقتی اول کامنتت نوشتی «خب مرسی» و بعدش «اما» میاری و بعدش «شبیه کدوم بیتهای کدوم شعره فاطمه اختصاری؟؟» یعنی قطعا از نقد و نظرات من خوشت نیومده!

زهرا رجایی

ضمنا فک کنم در نظر نداری که دقیقا کاری رو که میگی خوشم نمیاد انجام دادی! یعنی کل کل کردی. و الا فوق فوقش از کامنت من می گذشتی. نه، تو اومدی و ادامه دادی... و به اصطلاح خودت کل کل کردی. درواقع کاری رو از من توقع داشتی که درمورد کامنت «خب مرسی» ت انجام بدم، خودت نتونستی درمورد کامنت «خب مرسی؟ خب؟؟ من اون روز از سایت دانشگاه وسط سردرد واست کامنت کذاشتم» که من واست گذاشتم انجام بدی و از لحنش بگذری. پس ادعا نکن که از کل کل و این فازا خوشت نمیاد. هیچکس از حتی ذره ای بی احترامی به خودش خوشش نمیاد. و این دقیقا همون علتیه که من از کامنت خب مرسی ت نگذشتم و تذکر دادم. و تو هم از کامنت من و... همینطور تا الان!

زهرا رجایی

تمرین دموکراسی هیچ تضادی با تلاش برای حفظ حرمت و کرامت انسان ها نداره و اتفاقا دقیقا به همین خاطر ایجاد شده که کرامت ذاتی انسان ها و فاعلیت اخلاقی شون حفظ بشه. همه ی انسان ها. هم من هم تو. ضمنا بهتره همینجا بگم که من همه ی کارامو با فکر انجام میدم و قطعا کامنتتو ده بار خونده بودم و بعدش اومدم بهت تذکر دادم که از لحنش خوشم نیومده... موفق باشی [گل]

زهرا رجایی

تمرین دموکراسی هیچ تضادی با تلاش برای حفظ حرمت و کرامت انسان ها نداره و اتفاقا دقیقا به همین خاطر ایجاد شده که کرامت ذاتی انسان ها و فاعلیت اخلاقی شون حفظ بشه. همه ی انسان ها. هم من هم تو. ضمنا بهتره همینجا بگم که من همه ی کارامو با فکر انجام میدم و قطعا کامنتتو ده بار خونده بودم و بعدش اومدم بهت تذکر دادم که از لحنش خوشم نیومده... موفق باشی [گل]

زهرا رجایی

آره بابا تایید شده چرا نشه؟ تو هم کامنتامو تایید کن. [لبخند] دو تا توی این پستت گذاشتم که هنوز تایید نشده یکی هم توو پست جدیدت.