فلش بک

1) سرماخورده ام. گلو درد، سردرد، سرفه های لعنتی... پشت پنجره می نشینم و به خیابان نگاه می کنم. گاهی هم شعر می گویم. 

2) سعی می کنم زود به زود بروز بشوم. شاید نتوانم خبررسانی کنم. خودتان هر هفته به وبلاگ سر بزنید. 

 

تیله بازی، کلاغ پر، لی لی

مثل یک بچه شاد و خندانم

دلخوشم باز، گرچه این بازی

آخرش باخت است، می دانم

خانه ای از خمیر می سازم

دلخوشم با مداد رنگی ها

روز: سردرد لعنتی و شب:

گریه زیر پتو پلنگی ها

زیر سقف خیال می گریم

 تا کسی نشنود صدایم را

می شمارم یکی یکی هر شب

تا خود صبح بره هایم را

روز ها چشم می گذارم تا...

بس که دنبال زندگی هستم

این که یک روز می رسد...شاید...

انتظاری همیشگی هستم

 

/ 53 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلا انهاری

سلام آرش عزیز! می دونی شعرات همیشه یه جورایی به حال و هوای من نزدیکن و با غزلهات احساس نزدیکی می کنم با تمام وجود حسشون می کنم ممنون لذت بردم!!!!!!!!!!

مهدی شریفی

سلام ---------- بانوی من تمام تنم درد میکند ------------------ با یک غزل قدیمی به روزم و منتظر نگاه و نقد شما یا علی

مجتبی رافعی

سلام دوست عزیز با یک رباعی و یک غزل تازه به روز هستم از سرمه و كرشمه و زلف و نگاه يار بايد گذر كنم، بكشم خط و خال نو...

بیوه سیاه

سلام از اسم وبلاگت خیلی خوشم اومد.......... مطالب هم قشنگه به من سر بزن....

ساحل

خدا امشب با من حرف زد. این اتفاق و معجزه ای که میخوام براتون بگم چند ساعت پیش اتفاق افتاد ساعت 11:35 شب ....