تصویر های درهمی هستم که دیگر نیست

1) اگر به بعضی از دوستان بروز رسانی قبلی اطلاع رسانی نشد شرمنده ام. لطفا نگاهی به پست قبلی بیاندازید.

2) کمتر پیش می آمد مثنوی بگویم. این شعر را به عنوان یک تجریه جدید دوست دارم.

 

از پنجره، از در، از این دیوار دلگیرم

از زندگی و این همه تکرار دلگیرم

یک جور یاس فلسفی دارم درون خود

که کاشکی می شد بگویم...کاشکی می شد...

که کاشکی می شد کمی مثل شما باشم

و کاشکی می شد برایت آشنا باشم

پوچم ولی پر می شوم از بی تصور ها

نرمم ولی زندانی ام در بین آجر ها

تصویر یک درد عمیقم توی دستانت

دندان مصنوعی مردی توی لیوانت

یک قاتل دیوانه ی بی رحم در خوابت

یک تیغ خون آلود ِ نصفه توی بشقابت!

یک خانه ی بی پنجره که دور افتاده

یک ماهی زنده که توی تور افتاده

تکثیر ویروس عجیبی در هوا هستم

کشف جدید پر هیاهوی شما هستم

این زخم ها از عمقِ عمقِ عمقِ جانم بود

از درد های توی مغز استخوانم بود

از درد های خسته ای که خسته ام کردند

از بستگی هایی که هی وا/ بسته ام کردند

با پوچی ام هر روز می سازم و می سوزم

لب های خود را با نخ و سوزن که می دوزم↓

دیگر برایم هیچ چیزی زجر آور نیست

تصویر های درهمی هستم که دیگر نیست!!

 

 

/ 78 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی شریفی

سلام به روزم با ... ---------------------- زندگی حس غریبی است که ... ------------------ منتظر نقد ارزشمند شما خواهم ماند. یا علی

پرباران

درود بر شما بخاطر دیر آمدنم عذر دعوتید به دو دوسروده برای فایز بزرگ خوشحال میشم تشریف بیارید

امیر سنجوری

درود ! - چند موضوع اجتماعی و حقوقی - یک سری دغدغه - چند لینک خبری - چند لینک غیر خبری - یک لینک شعری - و یکی دو تا عکس اینها را الان می توانی در وبلاگم ببینی به روز شد

آقای آبی

یک خانه ی بی پنجره که دور افتاده یک ماهی زنده که توی تور افتاده قسمت بالا وزنش درست به نظر نمی رسید. از بستگی هایی که هی وا/ بسته ام کردند اینجاش به نظرم خیلی قشنگ با ذهن بازی می کرد.

راوي

به خوانش "نامه سرگشاده به خود" دعوتيد.منتظر حضور گرمتان هستيم

فرزانه قیاسی

سلام...وبلاگ خوبی دارید کار مثنوی تون زیبا و دلنشین بود بسیاری از بیت هاش درخشان بودند به نظر من پایان مناسبی هم داشت فقط تصور می کنم کلمه ی ( نرم ) توی این مصرع جا نیفتاده ... نرمم ولی زندانی ام در بین آجرها... همواره مانا باشید دوست عزیز

armin

این شعر رو خیلی دوست داشتم ...