در دفاع از من

در دفاع از «من»:

او که عوض شده «من» نیستم. تصویر من است که نشسته روبه رویم، دستش را گذاشته زیر چانه اش، و دارد خودش را توی قاب مانیتور ها نشان می دهد. تصویرم قول داده خودش را در فیسبوک، وبلاگ ها و وبسایت ها پخش کند، اسمش را روی زبان ها بیاندازد، و مخاطب هایش را جذب کند. قول داده با همه خوب باشد، مراعات هر کسی را بکند، احساساتش را توی خودش بریزد و با کسی جر و بحث راه نیاندازد. تصویر بی چاره ام با قوانین بازار آشتی کرده، و دارد تلاشش را می کند؛ هر چند بعید می داند خیلی دوام بیاورد.
«من» عوض نشده است! «من» هنوز عاشق بوکوفسکی و دیوانگی هایش است، موسیقی متال را مثل قبل دوست دارد، هرچند بتهوون و چایکفسکی را هم زیاد گوش می دهد، سینمای کلاسیک را بیشتر از هر سینمایی قبول دارد، و هنوز فکر می کند محدودیت ها و چارچوب های فکری مانع از بلوغ هنری می شوند. «من» خیلی بغض می کند، خیلی عصبانی می شود، خیلی می ترسد، و گاهی فکر می کند تنها ترین موجود زمین است...

/ 0 نظر / 23 بازدید