شعری از کتاب هوای بی سرنگ

 

تیشِرت جیغ من از جیغ/ می کشد بیرون

مرا که بُغ شده ام توی خانه ی حلزون!

که باز ناله کنم مثل قصه ی مجنون

و تو هوس/ بکُنی روی تخت، لیلا را!

 

دلم گرفته و ساعت به «هفت» خوابیده

«گذشته» ای که رسید و نرفت خوابیده!

اگرچه کشور من روی نفت خوابیده

نترس و دود بکن مابقی پُک ها را!

 

تیشرت لعنتی ام جیغ می کشد به سرم!

کمم! اگر چه از این درد و رنج بیشترم

شبیه یک حلزونم که خواستم بپرم!

ولی گرفت خدا غیر بال ها، پا را!!

 

تیشرت خیس من از بند رخت ها افتاد

کسی گرفت و مرا توی دست غم جا داد!

و چشم های مرا بست و... هر چه بادا باد

که هی شروع شوم انتهای دنیا را!

 

«آرش سیفی»

از کتاب «هوای بی سُرنگ»

 

-----

دوستان می‌توانند برای دریافت کتاب با شماره ۶۶۹۰۹۸۴۷ (نشر فصل پنجم) تماس بگیرند و بدون پرداخت هزینه‌ی پستی کتاب را دریافت نمایند.


همچنین می‌توانید بصورت آنلاین کتاب را از فروشگاه جیحون خریداری کنید:
http://www.jeihoon.net/p-45478--.aspx


از لینک زیر نیز می‌توانید حذفیات را خودتان در کتاب بنویسید و همه ی اشعار را درست و بدون سانسور داشته باشید:
http://my-dead-bride.persianblog.ir/post/37/

/ 0 نظر / 16 بازدید