پوتین

1- چهارشنبه راهی می شوم. زیبایی اش به همین است: بدون هیچ شک و تردیدی، بدون ذره ای دو دلی؛ و این شاید تنها قطعیت زندگی من باشد. 

2- در عدم، در بی حضوری، در نیستی، در غیبت، در بی خبری، در تاریکی، در سکوت  شعر می گویم. «تو» می آیی و توی صورتم زل می زنی و از مسعود سعد سلیمان و فرخی یزدی و خاقانی شروانی و ملک الشعرای بهار برایم می گویی و قول می دهی که هنوز هم یک مداد نیمه تراشیده و تکه ای کاغذ برای شعر گفتن کافی است. من می گویم «مگر آن زمان با مداد می نوشتند؟». سکوت می کنی. 

3- در 2 ماه اول دسترسی ام به اینترنت خیلی کم است. اما می آیم و می خوانم و بغض می کنم و می روم. این جا خانه ی من است، و به این راحتی آن را نمی فروشم!

4- پذیرفتن شرط رنج نکشیدن است. تو این را خوب می فهمی. حالا دیگر خبری از آرش خستگی ناپذیر و یاغی نیست. ترانه ای که پرچم سفید در دستش گرفته است: 

 

لای تمام واژه ها یک خواب آشفته س

با خُر خُری که توی فکرم شعر می کوبه!

مثل درختی توی یک رویای شومم که

مغزش پر از سوراخ های آفت چوبه!

 

مثل دو تا سربازم از یک جنگ طولانی

که دست و پاهاشونو توی خاک می کارن!

گم می کنم حتی پلاک خونمو این جا

وقتی همه از قهرمون قصه بیزارن!

 

تا می کنم هر شب خودم رو توی یک رویا

تا جا بشه غم هام در این خواب خرگوشی

تا پا بشم یک صبحه دیگه از جهانی که

داری لباس افسران جنگ می پوشی!

 

توی سرم یک تخته سنگه وحشیه اما

پوتین من از ریگ توی کفش بیزاره!

زیر فشار پای این سربازِ باغیرت

ته مونده های آخرین نخ های سیگاره!

 

باید خودم رو گم کنم در لای این ابیات

تا که نفهمم آخر این قصه آشوبه

مثل درختی توی یک رویای شومم که

مغزش پر از سوراخ های آفت چوبه!

/ 20 نظر / 29 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شمیم زمانی

ابر ها تکه تکه در چشمم آسمان پاره پاره بر دوشم من پلی روی درّه ای تنگم بغضِ آتشفشانِ خاموشم سلام وعرض ادب دعوتید به خوانش شعر در کلبه ی کوچک من منتظرنظرتون هستم شمیم زمانی-شیراز

سميرا

سلام نوشته ها ي زيبا و پر مفهومي مينويسيد ..... با تبادل لينك موافقيد ؟

سميرا

سلام من شما رو لينك كردم شما هم لطفا منو با اسم عطر گيلاس(رمان) لينك كنيد مرسي

سپهر عموزاده

سلام آرش! سلام سرباز! خوب باشی. آقا یه کم سخته، قبول دارم. ولی مِن بعد سعی می کنم شعر گذاشتم خبر بدم. مثل الان که به روزم و منتظرت! شمام سعی می کنی دیگه؟ نظرم راجع به شعر هم فقط اینه که اگه جای شما بودم می نوشتم قهرمان، جای قهرمون. ایضا: داری لباس ِ افسرای جنگ ُ می پوشی فعلا[لبخند]

مژگان میرافضل

سلام به روزم. دعوتید

ری را جویباری

همیشه دورد دوست عزیز *** زین پس این خانه بدون اطلاع رسانی به روز می شود. با احترام و افتخار همیشه دعوتید به جشن واژه هایم

حنانه

عالی بود [تماس]

عالی بود [تماس]

ویس

تو دوست سام بیگدلی نیستی؟؟؟؟؟؟