ویژگی های شعر خوب

نگاهی به ”ویژگی های شعرِ خوب”

✍️ آرش سیفی

(از صفحه ی اینستاگرام)



#شعر_خوب یعنی شعری خلّاق. خلاقیت در فلسفه هنر بطور کلی به قوه ی متخیله و توانایی ذهن انسان برای خلق آن چه که فی الحال موجود نیست مربوط می شود، اما در شعر، خود را در عناصر و جنبه های مختلف آن نشان می دهد: ایده، تفکر، زاویه ی دید، روایت، فرم، زبان، قالب، لحن و...


در شعر خلّاق، در جنبه های مختلف آن، ”تازگی” مهم ترین ویژگی است. تازگی در مقابلِ ”پیشبینی پذیری” و ”مهار شوندگی” قرار می گیرد. در بحث های مربوط به فلسفه ی هنر، این دو ویژگی، یعنی پیشبینی پذیری و مهارشوندگی، از ویژگی های علم و گفتمان های علمی بشمار رفته و در مقابل هنر قرار می گیرند. مثلا امانوئل کانت در ”نقد قوه ی حکم” خلاقیت را همراه با تخیل و ناشی از نبوغ بعنوان استعدادی غریزی دانسته است. از نگاه کانت، هنرِ خلاق دست به خلق دنیای تازه ای می زند که ”اصالت” و ”عدم تقلید از امور واقع” از مهم ترین ویژگی های آن است. 


بنابر این، رودست نویسی از شاعران دیگر، حتی بزرگترین و صاحب سبک ترین شاعران قدیمی و جدید، شعر را فاقد ویژگی های خلّاقه می کند. البته تأثیرپذیری از آثار قبلی و دگرگون کردن آنها، تا جایی که خلّاقانه انجام شود، شعر را غنی و زیبا می کند، اما این تأثیرپذیری هنری از تقلید و کپی برداری جدا ست. چند درصد از شعرهایی که اینجا و آنجا در فضای مجازی می خوانید طبق آن چه که گفتم ”خلاقانه” هستند؟ خودتان اگر می نویسید، چقدر خلاقیت را در نوشته ها و شعرهایتان قوی می دانید؟


شعر خوب پس از نوشته شدن تمام نمی شود! یعنی چه؟ یعنی مولف در نقش خدا-خالق مقتدری که کار را تمام کرده است ظاهر نمی شود، بلکه او اثر خلاقانه ای می نویسد که در فرآیند بازخوانی اش توسط مخاطب، تکمیل یا حتی بازنویسی می گردد. به عبارت دیگر، در یک شعر خوب، هر مخاطب در فرایند خوانشِ نزدیک و عمیق اثر، خود نیز یکی از مولفان آن اثر خواهد بود. دموکراسی متنی، به این معنی که یک اثر امکان نوشته شدن و کامل شدن توسط مخاطب های مختلف را، در فرایند بازخوانی نزدیک بدهد، و صدای مولفِ نخستین، تنها صدای مسلط آن نباشد، به درک این مفهوم کمک می کند. نتیجتاً می توان گفت یک شعر خوب، دغدغه ی تأویل دارد، نه دغدغه ی معنای نهایی. 


در یک شعر خوب، ویژگیِ تأویل پذیری و تعدد مراکز معنایی مختلف، باعث درگیر شدن مخاطب با شعر و التذاذ هنری می شود. زمانِ این درگیر شدن با اثر خیلی مهم است، و در همین بازه ی زمانی است که مخاطب به کشف هنری و درک لایه های معنایی-فرمی و نهایتاً به بازنویسی اثر دست می زند. بنابراین، یک شعر خوب باید این زمان را تا آنجا که لذت و سرخوشی هنری ایجاد می کند، طولانی کند. شعری که سرراست حرفش را بزند و زمان درگیرشدن با خودش را به حداقل برساند، بی کیفیت و سطحی است.


#آرش_سیفی 


لینک کانال تلگرامی شعرها و نوشته های آرش سیفی:


https://telegram.me/arashseyfisher

/ 0 نظر / 30 بازدید